شيخ حسين انصاريان
47
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
هواى حقيقت بازمانده و مىميرد و صاحبش به موجودى بىشعور تبديل شده ، از درك حقيقت دور مىافتد چنان كه قرآن مىفرمايد : [ فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ] « 1 » . پس تو نمىتوانى [ دعوتت را ] به مردگان بشنوانى و نمىتوانى دعوتت را به كران ، زمانى كه پشتكنان روى مىگردانند ، بشنوانى . عبرت از منصور دوانيقى علامهء خويى در « شرح نهج البلاغة » مىگويد : منصور دوانيقى شبى در طواف خانهء كعبه بود ، گويندهاى را شنيد كه چنين مىنالد : بار خدايا ! به درگاه تو شكايت آرم از ظهور ستم و تباهى و از طمعى كه ميان مردم و حق سايه افكنده ، منصور از مطاف به در آمده و در گوشهاى از مسجد نشست و به دنبال آن مرد فرستاد و او را پذيرفت . آن مرد نماز خواند و پس از استلام حجر نزد منصور آمد و سلام كرد ، منصور به دو گفت : اين فرياد كه از ظهور ستم و بيدادت از تو بگوشم رسيد چه بود ؟ و مقصودت از طمعكار حايل ميان مردم و حق كه بود ؟ به خدا هر چه گوش دادم از درد و الم سخن گفتى . گفت : اگر بر جانم امان بخشى از ريشهء هر كارت آگاه سازم و گرنه از اظهار حقيقت دريغ نمايم و خود را نگهدارم كه با خود كارها دارم . منصور گفت : جان تو در امان است ، هر چه دارى بگو ، در پاسخ گفت :
--> ( 1 ) - روم ( 30 ) : 52 .